فرهنگی هنری

طرح داستان خود را در 2 گام پی ریزی کنید

اگر می‌خواهید یک داستان عالی بنویسید، ابتدا باید آن را ترسیم کنید. این به ویژه اگر اولین کتاب شما باشد بسیار مهم است، زیرا به یک طرح اولیه برای تکیه کردن در هنگام گیر کردن نیاز دارید! (چون ما را باور کنید، گیر خواهید کرد.)

بنابراین چگونه می‌توانید آن طرح کلی را برای کتاب خود ایجاد کنید؟ ما در واقع یک پست کاملاً دیگر در مورد این موضوع داریم، اما در اینجا موارد ضروری وجود دارد:

سعی کنید قالبی را انتخاب کنید که برایتان مناسب باشد. خطوط کلی نوع های مختلفی دارد، از جمله:طرح های کلی فصل و صحنه های دقیق، نقشه ذهنی با جریان های آزاد، طرح های کلی شخصیت محور و غیره. اگر متوجه شدید که انجام یک روش برای شما نتیجه ندارد ، روش دیگری را امتحان کنید. این را هم بدانید که هر نوع برنامه ای بهتر از هیچ خواهد بود. همیشه یک شروع، یک میانه و یک پایان داشته باشید.خیلی از نویسندگان تصور قوی نسبت به اینکه داستانشان چگونه آغاز شود، دارند و میتوانند به راحتی شروع به نوشتن کتاب خود کنند. و گاهی وسط کتاب آنها مبهم خواهد بود و پایان مشخصی ندارند. زمانی را به آنها اختصاص داده و به یکدیگر متصل کنید. به این نکته توجه داشته باشید که:  بهترین کتاب‌ها پایان‌هایی دارند که احساس می‌کنند «به‌دست‌آمده» هستند، بنابراین باید سعی کنید از همان ابتدا به سمت آن حرکت کنید!

نقاط تضاد خود را در نظر بگیرید. تضاد در قلب هر کتاب خوب قرار دارد خواننده را جذب می کند، تنش و احساسات را القا می کند و در نهایت مضامین و یا پیامی را که می خواهید منتقل کنید منعکس می کند. لازم نیست دقیقاً بدانید که درگیری شما در کجا ظاهر می شود، اما باید درک بسیار خوبی از نحوه عملکرد آن در سراسر کتاب خود داشته باشید.

شخصیت های خود را بشناسید. اگر هنوز کاراکتر زیادی را توسعه نداده اید، طرح کلی شما فرصت مناسبی برای انجام این کار است. شخصیت‌های شما چگونه در داستان تعامل خواهند داشت، و چگونه این تعاملات نشان می‌دهد که آنها چه کسانی هستند و چه چیزی برایشان مهم است؟

1. جمله آغازین کتاب خود را برنامه ریزی کنید

بیایید وارد نگارش واقعی شویم و در اولین پیش نویس شما یک فرورفتگی ایجاد کنیم. یکی از مهم ترین قسمت های نوشتن کتاب، شروع داستان است! اغراق نیست اگر بگوییم چند صفحه اول شما می تواند کتاب شما را بسازد یا خراب کند  اگر این صفحات به اندازه کافی خوب نباشند، بسیاری از خوانندگان علاقه خود را از دست خواهند داد و احتمالا دیگر به کتاب شما باز نخواهند گشت.

اول از همه، به یک قلاب بازکننده نیاز دارید که توجه خواننده را جلب کند و نگاه کردن را برای او غیرممکن کند.

همه این کتاب‌ها در ژانرهای مختلف قرار می‌گیرند، با این حال تمام خطوط ابتدایی آنها یک کار را انجام می‌دهند: توجه خواننده را جلب می‌کنند. شما می توانید با بیان یک بیانیه مشابه قوی و کمی پنهانی در بازکننده خود از آنها تقلید کنید!

از آنجا، وظیفه شما این است که با افزایش خطرات و تحریک طرح، علاقه خواننده را حفظ کنید. همچنین باید با دادن شخصیت و انگیزه‌های متمایز به شخصیت‌های اصلی، خواننده را وادار کنید به آنها اهمیت دهد. (توجه داشته باشید که “اصلی” در اینجا یک توصیف کننده کلیدی است؛ هرگز بیش از چند کاراکتر را در یک زمان معرفی نکنید!)

البته راه های بی نهایتی برای نوشتن فصل اول شما وجود دارد. برای یافتن تعادل مناسب، ممکن است مجبور باشید با خطوط آغازین مختلف، حتی صحنه‌های آغازین، آزمایش کنید  اما ارزش تلاش برای تنظیم صحنه را دارد.

2. اولین پیش نویس را بنویسید

بسیاری از نویسندگان بر این باورند که کلید نوشتن یک کتاب شگفت‌انگیز سبک است: واژگان چشمگیر، جملات استادانه، زبان مجازی که شکسپیر را متحیر می‌کند.

ما اینجا هستیم تا شما را از این تصور منصرف کنیم. در حالی که سبک عالی است (تا زمانی که نثر شما شروع به ارغوانی شدن نکند)، ماهیت هنگام نوشتن کتاب بسیار مهمتر است  از این رو چرا باید در درجه اول روی طرح، شخصیت ها، درگیری(ها) و مضامین خود تمرکز کنید.

مطمئن شوید که کتاب شما تماماً قاتل است، بدون پرکننده

البته، گفتن این کار آسان تر از انجام آن است، به خصوص زمانی که از قبل شروع به نوشتن کرده باشید. وقتی به بخش مشخصی می رسید، وسوسه انگیز است که به نوشتن ادامه دهید و صفحه را با ژیمناستیک ادبی پر کنید. اما این دقیقاً همان چیزی است که این محتوا است: پرکننده. و اگر مقدار زیادی از آن داشته باشید، خوانندگان ناامید می شوند و فکر می کنند که شما متظاهر هستید.

این موضوع یکی از دلیل های مهم بودن طرح کلی است. شما باید نسبت به داستان خود شناخت کامل داشته باشید تا در مسیر آن تا پایان باقی بمانید. ولی علاوه بر طرح های کلی ، باید به چند نکته مهم برای اولویت دادن نیز توجه کرد:

هر جمله از کتاب باید یکی از این دوکار را انجام دهد: بتواند شخصیت داستان را آشکار کند ، یا اینکه عمل را به خوبی پیش ببرد. توصیه ای از کورت وونگات که 100 درصد درست است: اگر جمله ای در کتاب شما یکی از این دو کار را انجام نمیدهد پس بهتر است آن را حذف کنید و اگر متن کتاب هنوز منطقی است آن را نیز کنار بگذارید.

نسبت به سرعت خود مراقب باشید زیرا آهسته قدم زدن نشانه توصیف بیش از حد خواهد بود. اگر به نظر رسید که وقایع کتابتان مثل ملاس حرکت میکند، به احتمال زیاد از روش بیش از حد استفاده کرده اید و از مواد کافی استفاده نمی کنید.

از ابزار نوشتن برای کاهش زبان گلدار استفاده کنید. در مورد رمان نویسان بزرگ آمریکایی، همینگوی ابزار فوق العاده ای است که به شما کمک می کند مانند خود مرد بنویسید! به سادگی نوشته خود را در برنامه بچسبانید و همینگوی راه هایی را برای خلاصه تر و موثرتر کردن نثر شما پیشنهاد می کند.

هنگام نوشتن، خوانندگان را در نظر داشته باشید

آیا می خواهید کتابی بنویسید که مردم واقعاً از آن لذت ببرند (و بخرند)؟ خب، این تقریباً یک قانون اساسی است: شما باید همیشه به مخاطب خود فکر کنید و سعی کنید “اول خواننده” بنویسید.

برای مثال، گاهی اوقات مجبور می شوید صحنه هایی بنویسید که خیلی هیجان انگیز نیستند، اما در خدمت داستان کلی هستند. عجله نکنید که این صحنه ها را فقط برای از بین بردن آنها! حتی اگر برای شما جالب به نظر نمی رسند، با ایجاد تنش و حفظ سرعت به تجربه خواننده کمک می کنند و خواننده شایسته لذت بردن از این چیزها است.

معرفی چند نکته در مورد داستان نویسی

باید بدانید چگونه موضوع داستان را گسترش دهید، برای شروع ابتدا چند داستان کوتاه بنویسید، باید بتوانید اشتیاق اولیه خود را برای شروع کنترل کنید، نوشتن را یک حرفه در نظر بگیرید، مطالعه زیاد داشته باشید، یک دفترچه برای ثبت نکات مهم به همراه داشته باشید، سعی کنید شروعتان عادی نباشد.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا